سرانجام کاسه صبر سهراب بختیاریزاده در آستانه دیدار آبیپوشان با آلومینیوم اراک لبریز شد و تصمیم نهایی را در قبال رفتارهای نامناسب صالح حردانی اتخاذ کرد. بختیاریزاده به باشگاه اعلام کرده دیگر نیازی به حردانی نیست: «این بازیکن در تفکرات تاکتیکی من و تیم جایی ندارد.» البته تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی باشگاه استقلال اعلام کرده است که مشکل خاصی وجود ندارد و باید مدیریت کرد تا حردانی حفظ شود. اما در طرف مقابل، سهراب بختیاریزاده پا در یک کفش کرده و حتی بسیاری از واسطهها و پادرمیانی پیشکسوتان را کنار زده تا نظم تیمیاش حفظ شود. اینکه این گره چگونه باز خواهد شد نامعلوم است، اما شک نداشته باشید که بحث برد - برد در کار نخواهد بود.
اختلاف از کجا شروع شد؟
موضوع بدرفتاری حردانی به نقل از سهراب بختیاریزاده در یک مورد و یک روز خلاصه نمیشود، بلکه پرونده بد رفتاری او به قدری حجیم شده است که بختیاریزاده بعد از دربی منفجر شد. سرمربی استقلال که اکنون تیم را به نظم و سازمان تیمی هدفدار هدایت کرده است، میگوید: «حردانی چندین بار در تمرینات بینظمیکرده بود و کار به جایی رسید که سه روز قبل از دربی در تمرین حاضر نشد. بهانه مدافع استقلال دیر رسیدن بود و تصمیم گرفت به همین دلیل در تمرین شرکت نکند». بختیاریزاده که به خاطر مصلحت تیم از اشتباهات حردانی چشمپوشی کرده بود، همه چیز را به بعد از دربی موکول کرد. در جریان بازی با پرسپولیس، حردانی بر سر ضربه ایستگاهی با اشاره دست به سرمربی استقلال اعلام کرد که زننده ضربه(یاسر آسانی) عملکرد خوبی ندارد و باید خودش پشت توپ بایستد. این در حالی است که سرمربی استقلال از قبل، زننده ضربه ایستگاهی را مشخص کرده بود و برای استقلال خوب نیست چند بازیکن بر سر زدن ضربه ایستگاهی در یک نقطه جمع شوند.
با رفتاری که حردانی در دربی انجام داد، بختیاریزاده به این نتیجه رسید که حضور این بازیکن به ضرر استقلال است. او تصمیم گرفت کاپیتان تیمش را کنار بگذارد و اعلام کند هیچ تفاوتی میان او و سایر بازیکنان وجود ندارد. پس از این اتفاق، برخی از بازیکنان، پیشکسوتان و مدیران باشگاه خواستار پادرمیانی برای بازگشت حردانی شدند، اما بختیاریزاده اعلام کرد موضوع حردانی با علیرضا کوشکی متفاوت است و حاضر به بازگشت چنین بازیکن بیانضباطی نیست. بختیاریزاده تأکید دارد که استقلال سالهاست از چنین رفتارهایی ضربه خورده است. او بارها چشمهایش را روی اشتباهات حردانی بسته بود، ولی این بازیکن بدون توجه به شرایط تیم، کار خود را میکرد.
اکنون او تأکید دارد دیگر نیازی به حردانی ندارد و این بازیکن را کنار گذاشته است. حالا باید دید آیا مدیران استقلال میتوانند سرمربی آبیپوشان را راضی کنند که حردانی برگردد یا این بازیکن باید با استقلال خداحافظی کند. کوتاه آمدن یا پافشاری سهراب میتواند هزاران پیامد داشته باشد؛ همانطور که کنار گذاشتن یا ماندگاری حردانی میتواند نکات منفی و مثبتی برای استقلال، سهراب و حتی خودِ حردانی به همراه داشته باشد. اختلاف سهراب با حردانی، بازیِ دو سرباخت است و هر دو طرف آسیب خواهند دید. در صورت بازگشت حردانی به تیم، دیگر او از نگاه بختیاریزاده آن بازیکن گذشته نخواهد بود وشاید به نیمکت بچسبد. همچنین در صورت کوتاه آمدن سهراب، جایگاهی که او بر آن تکیه زده است متزلزل خواهد شد و طبیعی است که سهراب برای جمع کردن تیم و ایجاد انسجام، هر روز باید با سازهای کوکشده دیگران مواجه شود. حالا باشگاه استقلال در دوراهی دشواری قرار گرفته است؛ حمایت از اقتدار سرمربی که برای احیای انضباطِ تیمی میجنگد یا پادرمیانی برای بازگرداندنِ ستارهای که حاشیههایش بر تواناییهای فنیاش سایه افکنده است. هر تصمیمی در این بزنگاه، سرنوشتِ نیمفصلِ آبیها را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
شما چه نظری دارید؟